مشاهده مطلب

      ۲۰ شهریور ۱۳۹۹      ۰             38969      اجتماعی, اخبار, یادداشت   Print This Post Print This Post

اختصاصی/صفیر گیلان؛ در گذشته کشاورزان زمین زراعی را بسان ناموس خود حفاظت می‌کردند و دوست می داشتند ویادمان نرفته که پدر بزرگان و پدران و مادران مان هرگز اجازه نمی دادند که تکه چوبی یا تکه گلی از شالیزار همسایه به داخل شالیزارشان سایه بیاندازد.

در گذشته با چشم کودکانه می دیدیم که پدران و مادران ما نه تنها حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها رابا جدیت دنبال می کردند بلکه گاهی با زحمات فراوان سعی در افزایش سطح زمین های کشاورزی داشتند و نمونه اش همین شالیزارهاست و همین باغات چای ما که در دل کوه قرار داد و این نشان می دهد که زمین کشاورزی به خودی خود افزایش نیافته بلکه کشاورزی زحمتکش با دستان پینه بسته هر روز یک وجب به باغ و شالیزار خود افزوده که امروز ما از چنین نعمتی برخورداریم.

اما امروز …. امروز کشاورزان زحمت کش ما که به غیر از زحمت و رنج از کار کشاورزی در این دنیای پر از تکنولوژی عایدی ندارند،  در نهایت  بری مجبور به فروش زمین و باغ‌های خود به افرادی می‌شوند که پس از خریدن آن را تبدیل به ویلا کرده و از «حیّز انتفاع»خارج می کنند.

زمینی که در حکم کارگاه تولید غذا برای مردم بود، تبدیل به ویلاهایی می‌شود که صاحبان آن در سال یکی دو بار اگر وقت کنند، در سایه سار بلندای ویلاهایشان که چون کوه بر دل روستا سایه انداخته به استراحت می پردازند و این برای هر روستایی که کمی خون پدران و پدر بزرگان را در رگهایشان جاری و ساری می بینند سخت و سنگین است.

آیا این پذیرفتنی است که اگر کسی دو روز دستش به دهانش رسیده و پولی کناره‌ داشت بجای اینکه این پول را در مسیر درست مانند بازار سرمایه و یا تولید سرمایه‌گذاری کند، باید آن را تبدیل به ویلا کرده و زمین کشاورزی را برای همیشه از تولید بیندازد، پس وظیفه حاکمیتی برای حفظ منابع ملی و زمین کشاورزی به عنوان جزئی از منبع تأمین غذا کجا می‌رود؟

آیا بهترنیست که از نظر قانونی قوانین سخت‌گیر و مؤثر برای حفظ زمین‌های کشاورزی و قوانین اقتصادی حمایت‌گر برای حمایت از تولید کشاورزی تهیه شود و برای زمین‌های زراعی و واقعی کشور سند رسمی با کاربری کشاورزی صادر شود که امکان تغییر کاربری این زمین‌ها در حد غیرممکن باشد.

تغییر کاربری اراضی و هجوم غیربومی ها با عدم حمایت مسئولان از کشاورزان ارتباطی تنگاتنگ دارد!

امسال کشاورزان برنج کار ما که خود نیز از این دسته و رسته هستم با هزینه بالا و مشکلات فراوان توانستند حداقل زحمات یک ساله مانرا در میان آب و گل و گرانی جمع کنیم و آسیب از آنچه فکر کنید فراتر است و در این میان تغییر کاربری اراضی و هجوم غیربومی ها با عدم حمایت مسئولان از کشاورزان ارتباطی تنگاتنگ پیدا  کرده و فرهنگ ما نیز در حال فروپاشی است.

محصولاتی چون  برنج، چای، بادام زمینی، زیتون و مرکبات از مهمترین محصولاتی هستند که در استان گیلان بیمه می‌شوند،  برنج یکی از محصولات استراتژیک در بخش کشاورزی به شمار می‌رود و بدون تردید استان گیلان با تولید بیش از ۴۰ درصد برنج کشور به عنوان یکی از دو قطب تولید این محصول در کشور از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

امروزه وجود مخاطرات اقلیمی، آفات و بیماری‌ها باعث شده تا تولید برنج با ریسک فراوان همراه باشد،اگر چه  با توجه به سطح بالای زیر کشت برنج و همچنین تقاضای بیمه شالیزارها، بیمه این محصول از سال‌های دور در دستور کار قرار گرفته اما معمولاً سالیانه به طور متوسط بین ۱۶ تا ۲۰ درصد اراضی شالیزاری توسط ۱۵ تا ۱۸ درصد کشاورزان، بیمه می‌شوند و ایبن رقبت در کشاورزان هر سال پایین تر از سال گذشته است و شاید امسال علارغم سارت بالا کشاورزان ما از بیمه نیز محروم بودند..

امروز به عنوان یک شالیکار گیلانی باید ادعا کنیم که بیمه محصول برنج در کشور روند قابل توجهی ندارد و بر اساس بررسی‌های بیشترین خسارت‌های وارده به شالیزارها ناشی از ورس (خوابیدگی) بوته‌ها در اثر خسارت طوفان و باران‌های مداوم و بی‌موقع تابستان و بی آبی (یا کم آبی) بوده که همه ساله بیش از ۸۰ درصد غرامت‌های پرداختی را به خود اختصاص می‌دهند.

امروزه سیستم حمایتی اصولی به منظور توسعه بیمه اراضی شالیزاری درکشورباید به  امری الزامی مبدل شود و مکانیسم سیستم بیمه‌ای کشاورزی باید اطمینان بخش و اعتماد ساز بوده و از سرعت عمل مطلوبی در رسیدگی به پرونده‌های خسارت و جبران نظام مند خسارت برخوردار باشد.

امید است در جهت تحقق برنامه‌ها و رسیدن به پوشش بیمه‌ای ۵۰ درصدی سطوح زیر کشت و خدمات رسانی هر چه بیشتر به جامعه تولیدکنندگان برنج کشور که هنوز راه زیادی در پیش است و موانع و مشکلات متعددی در این مسیر وجود دارند بتوات گامی موثر تر برداشت تا کشاورزان ما رقبت بیشتری برای تولید این محصول استراتژیکی داشته باشند .

اگر دیر بجنبیم همین باقیمانده شالیزارهای شمال که طراوت و زیبایی خاصی به منطقه می‌دهند و محل تولید برنج هستند، و می توانند به عنوان یک برند برای یک ویلا و خانه محسوب شوند(ویلای با دید شالیزار)تبدیل به ویلاهایی می‌شوند که هر ۶ ماه یکبار هم در آن باز نمی‌شود و اینجاست که باید فریاد بلند کرد و شنید طنین ناقوس مرگی را که در شالیزارهای گیلان  به صدا در آمده است.

و ما می مانیم با هزاران افسوس که نتوانستیم شالیزارهای زیبای شمال را برای آیندگان حفظ کنیم.

/زلیخا صفری راسته کنار/کارشناس پژوهشگری علوم اجتماعی

پی نوشت/بخشی از این مطالب را در سال ۹۱ در هفته نامه محلی ۴ دی به چاب رسانده بودیم که برای برخی جالب  و جذاب نبود ولی امروز این نوشته یک واقعیت تلخ است.

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.

*

code